328 - ک ا م ی ک ا ز ه

١٨:۴٣ - دوشنبه - 19/2/90 - خانه

 

ک ا م ی ک ا  ز ه

 

 

قرار فردا را که اوکی کردیم با لیلا جون واسه نمایشگاه ( هر چند احتمالا ً دعوت هم هستیم از طرف یکی دیگر از دوستان مجازی ؛ هنوز که اوکی نشده تا این لحظه برنامه شان ) آدرس وب را دادیم دیده باشد چه هچلی سقوط شده ! از خود راضی نیشخند

لیلا جون ، خواهر رویا جون و دوست ِ جون جونی ماست ! هیچ هم همچه نیست که این همه آزارش شده باشیم !

کمتر از عادله می چزانیمش ولی خوب بدون چزانده شدن هم که نمی شود !

ما از همین تریبون ایشان را به لقب کامیکازه مفتخر می شویم !

لیلا جون ، تازه می شود خواهر آن مریم جونی که پیرارسال ها شربت آناناس گذاشته بود فریزر ! خوشمزهخجالت

 

تازشم قرار شد فردا دوتایی بعد از تعویض کتاب ما ، رفته باشیم قسمت کودکان !

اینقدر ذوقناک شده ایم به قرعان که ...

فردا دیدین دو تا دختر خانوم با نیش های باز دارن هی زیر و رو می کنن این کتاب متاب های جینگیل فینگیل را ، بدانین ای اهالی که من و لیلا جون بوده ایم که تشیف برده ایم دوتایی آتش سرخ سوزانده شده باشیم توی غرفه های کودک و نوجوان !

حالا آن سفرنامه عادله را خواندین ، این را هم بخوانین بعدها  !! هورا

 

پ . ن :

به قرعان بیاین رأیش را بزنین من می دانم بعدا با شما !!! منتظر 

گفته باشم از حالا ...

 

پ . ن . 2 :

پست ذیل کماکان و تا اطلاع ثانوی مرموز می باشد !

ریز ریز هم بکنین ما را ، تهدید های خفن هم که بکنین ، تا تکامل نشود ، محاله ممکن است منتشرش بشویم !

ضمنا ً تهدید از مصادیق بارز حبس ابد و اعدام با اعمال شاقه می باشد ها !!! قهر

خیالات هم برتان ندارد !

فش هایش فقط +18 است ! از خود راضی

 

 

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره سادات

اون برای نارسیس جونم بود و این برای لیلای عزیز تو از سرنوشت عادله درس نگرفتی لیلا؟(با جیغ بخوان...دموکراسی کیلویی چند؟)آن دفعه که با ناز و عشوه رفت فکر کنم چیزی حدود چهل و چهار پنج مجلد کتاب خریده بود .این دفعه که با رضای خاطر می رود[اضطراب]تازه غرفه کتاب کودک هم می خواهد برود.دفعه پیش آنجا را بایکوت کرده بود گذاشته که تو را ببرد...از ما گفتن.. به جان خودم فکر کنم هنوز دارد ته دلش به عادله می خندد.

فرح

من یکی که رای کسی رو نمیزنم خیالت تخت [شیطان] تو هم که فعلا درگیر نمایشگاهی و کتاب بازی خب حالا چرا میزنی تو؟ مرموز بودن گاهی لازمه گاهی باید هر کاری دوست داری بکن [گل]

زهره سادات

ببین تو خیلی از این حرفها فهمیده تر هستی که بخواهی تلافی بدجنسی های ما را بعد از خواندن این کامنت سرمان در بیاوری بیا دختر گلی باش و همدردی کن.خوب؟نازی!آفرین امروز رفتم نمایشگاه کتاب موبایلمان را که زدند هیچ 7000 تومان هم ماشینمان را جریمه کرده بودند.می دانم که داری از خنده غش می کنی.اما جان ما اینجا به روی خودت نیاور حالمان بسی گرفته است[منتظر][دلشکسته][گریه]

کوچولوترین ستاره

ای بابا خو اول اون پست اردواج رو عمومی کن بعد اینو [رویا] من اونو بیشتر میپسندم منم دلم نمایشگاه خواست .. حتما یه بار باید باهات بیایم ببینم راست میگی خوش میگذره یا نه [زبان]

ستاره

به نام خدا دوستان سلام. گروهی از دوستان فعال،طرحی را برای تشکیل یک کمپین امضای یک میلیون نفره در رابطه با کشتار مردم بیگناه و مظلوم بحرین و یمن و لیبی توسط دیکتاتورهای دست نشانده اجرا کرده اند. طبق اطلاع اگر تعداد امضاهای یک کمپین بتواند به یک میلیون نفر برسد دبیر کل سازمان ملل وظیفه دارد آن موضوع را پیگیری کرده و نسبت به آن اعلام موضع کند. محل مراجعه برای رأی دادن نسبت به این موضوع این لینک است. http://www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html همگی سعی کنیم این رأی گیری را منتشر کرده و به دست دیگر دوستانمان برسانیم. در سایت ها و وبلاگ‌ها نیز بازنشرش بدهید. در صورت تمایل برای دریافت ترجمه متن نامه این متن برای شما میل خواهد شد با تشکر

کوچولوترین ستاره

فکردی مثلا بات بیام نمایشگاه بارهایت را حمل میکنم [خنده] نخیر ازین خبر ها نیس .. فقط همراهیت میکنم در غرفه کودکان [زبان] بعدهم غر هایم شروع میشه .. که برگردیم خانه [نیشخند]