337 - ق ص ا ص

١۴:٢١ - جمعه - 23/2/90 - خانه

 

ق ص ا ص

 

 

رج می زنم اخبار این جوری را ...

اشباع شده ام ... اشباع هم نشده باشم ، دیگر نمی کشم انرژی گذاشته باشم برای خبرهایی این چنینی ...

تیتر ها را می خوانم و رد می شوم ... کاری از دستم بر نمی آید ... فایده ی دانستنش چی باشد ؟؟؟

این همه واحد جزا و کیفر شناسی و جرم شناسی بخوانی ، باز نشسته باشی حیران میان اینکه الان چه نوشته باشی ...

اصلا کسی از تو مگر خواسته چیزی نوشته باشی ؟؟؟ 

محافظه کار شده ذهنم ... این جور وقت ها ، حتی پچ پچ های درونم هم طفره می روند از تصمیم گیری ...

هر کسی یک چیزی می گوید و بی نتیجه ، ول می شود بحث ...

گپ و گفتی را ماند که نشسته باشند چند رفیق دور یک میز و تا تمام می شود قهوه هاشان ، هر کسی چیزی را که می دیده ، می دانسته ، گفته باشد ... 

بدون نتیجه گیری ...

 

مصاحبه کرده بودند با این دختری که قرار است / بود ( حقیقت دنبال اینش نبودم ببینم آخرش چی شد ) قصاص کند چشم های کسی را که اسید پاشی کرده بود به او ...

اینکه اخلاقی است این کار یا نه ، وحشی گری است ، بدوی گری است یا هر چیز دیگر را کاری ندارم ..

این هم که آن پسر مجازات می شود و آن دختر مجازات می کند را هم ...

اسید قرار است چشم جامعه ای را کور کند که ناکارآمدی خودش را به قضاوت نشست و حکم داد به قصاص خودش ...

 

توی مصاحبه ای که شده بود با این دختر ، فقط یک چیز بود ...

خانواده ی پسر یا خودش تا دیشب هم عذر خواهی نکردند ...

 

جامعه از او عذرخواهی نکرده ... دلسوزی ، ترحم بوده ولی عذرخواهی نه ...

عذرخواهی دوای هیچ دردی نیست ، ولی حداقل نشان از این است که پذیرفته باشیم که ما محق نبوده ایم و دراز کرده ایم پایمان را بیشتر از گلیم مان ...

اینکه قبول داریم متنبه شده ایم و دیگر نیازی نیست برای سلب این حقانیت نابجا از ما ، جامعه متوسل بشود به آخرین راه .. به آخرین شیوه ...

این حقانیت تا وقتی با ماست ، مفهومش این است که ما هنوز عقیده داریم کاری که کردیم درست بوده ... درست بوده اسید ریخته باشیم توی صورتی که دست رد زده به سینه مان ...

اگر قصاص می شود کسی ، نه به خاطر التیام آلام مجنی علیه که به خاطر تنبه جامعه و تنبه جانی است ...

این فرق دارد با انتقام کور ...

 

توی نت که چرخ بزنی ، پر است همه جا از قضاوت این ماجرا ...

دختر دارد خودش را در حد جانی می آورد پایین ...

اسید پاشی اسید پاشی است ...

فلان و فلان ....

ولی موضوع این است که نه آن پسر قرار است کور بشود و نه اسید اصولا ً او را می سوزاند در صورتی که این اتفاق رخ بدهد ...

اسید را در چشم جامعه ی ناکارآمد ِخیره سری می ریزند که فکر می کند هنوز محق بوده که با خودخواهی صرف ، زندگی و آینده ی دیگری را به آتش بکشد و لابد مثل تمام نمونه های مشابه ، جسته باشد از قصاص ....

که من معتقدم نه تنها آن پسر که جامعه موظف است عذرخواهی کرده باشد از آن دختر ... که سلب کرده باشد این حقانیت را از خودش ... مظلوم نمایی هیچ وقت مفهومش این نیست که من ِ ظالم از منبع حقانیتم  صرفنظر کرده ام ...

 

اولین باری که اسید پاشی شد تا جایی که من یادم می آید ، قضیه آن دو تا خواهر بود که اسمشان هم یادم نیست ... شاید 13-14 سال پیش تر ها ...

مانور و ضد تبلیغی که شد ، خیلی زود اسید پاشی را عرفی رایج تبدیل کرد در ایران ...

من با قصاص موافق نیستم هیچوقت ، ولی جامعه ای که نشد ، نتوانست درمان کرده باشد این معضل را ، لابد با خودسوزی ، قصد دارد یکبار و برای همیشه از شر این پدیده خلاص شده باشد ....

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
کیا

متاسفم .. هم برای پسری که این طور تربیت شده که به خاطر " نه " این مدلی هنجار شکنی کند و انتقام بگیرد . و هم برای دختری که هنوز نشده در این جامعه راحت " نه " بگوید . این " نه " مشکل کل جامعه ست . با قصاص چیزی برنمی گردد اما خیلی سخت است گاهی بخشیدن . نمیشود اینجایش را قضاوت کرد . این که ببخشی کسی را که زندگی ت را از تو گرفته . درد و رنج و ترحم و ... حالا اینکه عذر خواهی هم نکردند والا دیگر اخر وحشی گری ست ... [اوه]

کوچولوترین ستاره

من اصلا در ماجرا نیستم .. ایچی نشنیدم و ایچی پیدا نکرده ام که بخوانم .. الان باید بگویم لیلی زن بود یا مرد [زبان] اما متاسفم واقعا نمیدونم با خواندن این چیزیا چه باید گفت ..هنگم اما میدونی عذر خواهی هم اگه به این پندار نباشه که واقعا از ته قلب از کارت پشیمانی .. گفتنش مشکلی رو حل نمیکنه همان بهتر که گفته نشه ..[گل]

...

من هم ماجرا را دنبال کردم ولی واقعا نمی دانم چه چیز درست است. می گویند مجازات باید هم اندازه جرم باشد. ولی نمی دانم مجازات این کار چیست؟ با قصاص مخالفم. قصاص یعنی ترویج وحشی گری. قصاص یعنی یاد بدهی به جامعه وقتی از همه چیز بریدی بروی و بلا بیاوری سر کسانی که ازشان کینه داری و بعدش هم مهم نباشد که چه برسرت می آید. اینکه مجازات این عمل چه باید باشد را نمی دانم. من جای آن دختر هم نیستم که بخواهم قضاوت کنم. واقعا مجازات یک زندگی بر باد رفته چیست؟ [دلشکسته] خداوند همه ما را هدایت کند و با آرامش برساند آمین[گل]

...

نمی دونم چی بگم. قصاص کلا وحشی گریه! چرا تو جامعه ای مثل هلند یا سویس یا سوىد کسی همچین جرمی نمی کنه؟ اگه قصاص جواب می داد که این همه تو جوامع مسلمون مشکلات نبود(به این دلیل می گم مسلمونها چون قصاص به این نحو یه چیز مخصوص ما مسلمونهاست). به نظرم جامعه بیشتر از اینکه مانور بدهد روی مجازات باید فرهنگ بسازد تا جلو گیری کند از وقوع جرم.