379 - ت ف ک ی ک

١:۵۶ - چهارشنبه - 18/3/90 - خانه

 

ا ن ت خ ا ب

 

 

تفکیک ، اصل جدایی ناپذیر زندگی من است ...

حتی تا تفکیک آی دی های توی مسنجر ...

جا بجا کردم بعد از آن جریانات پوشه اش را ...

بعد از جریانات نمایشگاه کتاب ، نه من دیگر سراغش را گرفتم نه او گرفت پی ماجرا را ...

اینویزی بود ، یک جمله را که برایش سند می کنم ، روشن می شود چراغش ...

آخ ! نه ...

امروز هم رویا مسیج داده بود سراغش را می گرفت از من ...

 

سلام و حال و احوال ... هیچ کدام به روی خودمان نمی آوریم هیچی از جریانات سه چهار هفته قبل تر ...

می گوید حدس بزن کی امروز زنگ زده ؟

بحث رویا می شود و کم کم می شکند یخ بحث ... 

بعد هم بحث رفتن و مهاجرت ...

رو نمی دهم ، دارد بال بال می زند ...

بهش میگم پاشو برو رد کارت ... بمونی دهنم باز میشه یه چی میگم رومون به هم باز میشه ها !

پر رو برگشته میگه باز شده ، خبر نداری !!!

راست میگه ...

تقصیرش مهم نیست با کی شد که ... هر وقت می دانم گیر می افتد پای خودم هم یک گوشه کنار توی یافتن مقصر ، بی خیالش می شوم بالکل !!!

 

باید انتخاب کنم !

یا نقطۀ پایان یک دوستی 6-7 ساله را با کسی که بدترین شرایط دستم را گرفت ، گذاشته باشم و به همین قدر متیقن بسنده کرده باشم یا اینکه کارکرد این رابطه را دوباره ، صریح و از نو تعریف کرده باشم ...

ولی دوست ندارم ریسک کرده باشم روی بهترین کالچرال فرندم ...

تفکیک کرده ام پوشه رابطه هایم را ...

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوچولوترین ستاره

[خنده] فکردی ما میشستیم تا تو ما را بزنی [نیشخند] تقصیر من نبود تو گیر دادی اصنش [قهر]

کوچولوترین ستاره

[متفکر] شاید بهتر باشه برو کسی نیاریش تا زمان از یاد ببرتش یا برو و حلش کن

...

ها من تفکیک دوس ودارم!

کوچولوترین ستاره

دوستی ها خوب نیس متوقف شه ها از ما گفتن بود .. دوستی کلمه با ارزشی ست [خرخون]