339 - ت ن ف ر

 

٠٠:٣١ - شنبه - 24/2/90 - خانه

 

ت ن ف ر

 

 

درست همان وقتی که نباید ، آتش می افتد زیر خاکستر ...

من از این زندگی ،

من از این خاکستر هایی که آتش زیرشان هست همیشه ،

من از این آتشی که زبانه می کشد آن وقتی که نباید ؛

متنفرم !

 

من از این زندگی ،

من از این خاکسترها ...

من از این آتشی که ..

متنفرم ...

 

من از این زندگی ،

من از این خاکسترها ...

 

دلم آرام نمی شود که ...

هر چه می نویسی تمام شدنی نیست ...

 

نه لعنت ها ، نه امیدها ، نه ...

هیچکدامشان ... هیچکدامشان راه به کار من نمی برند !!!


خسته شده ام ...

کاش می شد زد بیرون از این دایره بسته که راه به هیچ جا نمی برد ......

دوباره دارم می شکنم ... من از این دوباره ها متنفرم ...

 

/ 3 نظر / 4 بازدید